چگونگی تقسیم بندی ایل بختیاری
خانه / سرفصل های دوره راهنمایان گردشگری / شناخت اقوام و عشایر / چگونگی تقسیم بندی ایل بختیاری

چگونگی تقسیم بندی ایل بختیاری

ایل بزرگ بختیاری

ایل بزرگ بختیاری از قوم لر، از 2 بخش بزرگ به نام هفت لنگ و چهارلنگ تشکیل شده است. وجه تسمیه این دو نام را در ایل بختیاری بعضی از کلانترهای ایل که تا حد زیادی با تاریخ قومشان آشنایی داشتند، به طور خلاصه چنین بیان کردند:
روزی که قرار شد خوانین بزرگ از ایل مالیات بگیرند، ایل را از لحاظ موقعیت جغرافیایی به 2 قسمت تقسیم کردند. بخشی از ایل که بزرگتر و پرجمعیت‌تر بود، قرار شد مالیات بیشتری بدهد و بخش دیگر کمتر. واحد گرفتن مالیات برحسب مادیان تعیین شد به انضمام مقدار کمی وجه نقد، که بر این اساس مقرر گردید، ایلات بزرگ‌تر به اندازه هفت لنگ (پا) و ایلات کوچک‌تر بر اساس چهارلنگ مالیات دهند. شایان ذکر است در نظر گرفتن حتی یک لنگ در امر محاسبه مالیات‌ها، مبین دقت مالیات‌گیرندگان و اهتمام در جلب نظر اعتماد مالیات‌دهندگان بوده است. به دیگر سخن وجه تسمیه هفت لنگ و چهارلنگ مبنای اخذ مالیات از دارایی ایلات و برقراری تناسب منطقی بر اهم دارایی آنها بوده است که اجمالاً به شرح ذیل محاسبه می‌شده است:
4 راس گاو برابر 1 مادیان
4 راس خر برابر 1 مادیان
20 راس گوسفند برابر 1 مادیان
توضیح اینکه گاو نر، خر نر، اسب، بزغاله، بره و گوساله جزء این دام شماری برای مالیات به حساب نمی‌آمدند و برای تعیین مقدار مالیات هر ساله تعداد دام‌هایی را که به آن‌ها مالیات تعلق می‌گرفت، شمارش کرده و خودشان به این عمل شاخ کردن می‌گفتند.

در دوره‌های راهنمایان گردشگری درباره اقوام و عشایر ایران توضیح داده خواهد شد، برای اطلاع از شرایط برگزاری دوره‎‌ها می‌توانید از طریق فرم زیر اقدام نمایید.

دریافت مشاوره تخصصی رایگان

هفت لنگ

هفت لنگ به 3 بلوک یا باب به نام‌های بابادی باب دورکی باب و بهداروند باب تقسیم شده است و بخش چهارلنگ هم به 4 طایفه بزرگ به نام‌های کیان ارثی، محمودصالح، زلّکی و موگوئی تقسیم شده است.
هر کدام از باب‌های بخش هفت لنگ به چند طایفه تقسیم می‌شود و طوایف در هر 2 بخش به تیره‌ها و هر تیره به تش‌ها و هر تش به اولادها تقسیم‌بندی شده‌اند.

وسعت سازمانی ایل بختیاری

واحد اجتماعی در ایل بختیاری

از زمان رضاشاه که موضوع شناسنامه دادن به افراد ایلات و عشایر ایران معمول شد، هر اولادی بر اساس شناسنامه به چندین فامیل تقسیم گردید.
به علت وسعت سازمانی ایل بختیاری، در این مبحث فقط سازمان طایفه بابادی، یکی از طوایف بابادی باب، معرفی شده است.
طایفه بابادی از 8 تیره تشکیل شده است که عبارتند از تیره‌های اولاد (خوانین ایل بیشتر از این تیره بودند)، حاجی‌ور، احمد سمالی، جلیل، عبداللهی، میرقائد، آرپناهی و لک.
هر کدام از این تیره‌ها به تش‌ها و اولادهای زیادی تقسیم می‌شوند. تیره‌ای نیز از سادات هستند که به آن‌ها پیرشا می‌گویند. افراد این تیره مورد حمایت سایر تیره‌ها هستند و احترامی خاص دارند.

کوچک‌ترین واحد اجتماعی در ایل بختیاری 

کوچک‌ترین واحد اجتماعی در ایل بختیاری یک بهون است. سیاه چادری که یک خانواده مرکب از زن و شوهر و فرزندان شوهر نکرده و زن نگرفته در زیر آن زندگی می‌کنند. از ترکیب چند سیاه چادر، یک مال به وجود می‌آید، که شاید بتوان گفت کوچک‌ترین واحد اجتماعی - اقتصادی و یا به مفهوم دیگر یک واحد گله‌داری محسوب می‌شود. این خانواده‌ها که سیاه چادرهایشان را در کنار یکدیگر برپا می‌کنند معمولا دام‌هایشان برای چرا در یک گله جمع می‌شوند و زنان و مردان خانواده این مال علاوه بر مناسبات تعیین‌شده در امور دامداری، روابط دوستی نزدیکی هم با یکدیگر دارند. البته علقه خویشاوندی مناسبات نزدیک‌تر و محکم‌تری به وجود می‌آورد و خانواده‌های یک مال سال‌ها به علت همین علقه خویشاوندی بدون اینکه تغییری در افراد یک مال بدهند با هم زندگی می‌کنند.
عواملی که بیشتر باعث به وجود آمدن یک مال می‌شود عبارتند از: خویشاوندی، روابط و مناسباتی که طی کوچ بزرگ پیدا می‌شود، علایقی که در یک زیارت درازمدت به وجود می‌آید و آشنایی خاصی که طی یک معامله پیدا می‌شود، این عوامل همچنین باعث می‌شود مالی که در سال گذشته از چند بهون معین تشکیل شده بود در سال آینده تغییر یافته و چند بهون به آن افزوده یا کسر گردد. در این واحد گله‌داری که مال نامیده می‌شود، دام متعلق به خانواده است و مسئولیت حفظ گله با مال و چوپانان و مرتع متعلق به طایفه است. البته مرتع طایفه به نسبت تیره‌ها و تش‌ها نیز تقسیم می‌شود و حدود و ثغور مرتع هر تش و تیره‌‌ای در این مجموعه بزرگ مشخص است. برای نمونه بنچاق منطقه سردسیر تش بِرام از تیره سراج‌الدین طایفه بامدی (بابا احمدی) است.

در ارتباط با ایل بختیاری به مباحث زیر می‌پردازیم:

- تاریخچه ایل بختیاری
- چگونگی تقسیم‌بندی ایل بختیاری
- پراکندگی ایل بختیاری
- شیوه زندگی ایل بختیاری
- پوشاک مردان بختیاری
- پوشاک زنان بختیاری
- پوشاک کودکان بختیاری
- موسیقی بختیاری
- رقص‌های محلی بختیاری
- مبارزان و اسطوره‌های بختیاری
- کوچ ایل بختیاری



مطالب مرتبط


برچسب ها


پیام های کاربران


محمد
جالب بود ممنون و موفق باشید از نویسنده عزیز کتاب های متعدد در مورد بختیاری نوشته شده که بیشتر نویسنده ها چون خودشون مثلا فلان طایفه بودن یا از زیر مجموعه فلان باب یا حتی چهارلنگ بوده یا هفت لنگ بوده اومده از خودشون خوب گفته و دیگری رو به گونه ای حقیر تر شمارش کرده درنوشته که این مهم نوشته نویسنده رو بی اعتبار میکنه و از اعتبار نویسنده کم میکنه و نوشته هم چرت و پرت هست بنظر من اگه در نوشته خودمون رو مثل قاضی ببینیم بی طرف از هیچ کس یا طرفی حمایت نکنیم و بیشتر نپردازیم به شخصی عادل باشیم بهتر هست در مورد بختیاری کتاب های خارجی هایی که در ایران بودن مثل لاگارد انگلیسی طرف تعریف کرده بی طرف جالبه من از خارجی ها خوندم یکی گفتم نویسنده زن خارجی هم هست چیزای جالبی در مورد بختیاری گفته و از ایرانی ها کتاب بخدا که میکشم هر کس که کشتم رو بخونید یه نگاه بندازید متوجه نویسنده ایرانی و خارجی میشید ولی در کل حقایقی رو گفته دروغ نیستند ولی تفاوت زمین تا آسمون موفق باشید.

احمد هادلوند
درود وقت بخیر ضمن خسته نباشید میخواستم موضوعی را خدمتتان عرض نمایم بدوااینکه تقسیمات شما کمی ایراد دارد و در خصوص چهار باب چهارلنگ شما میوند را بااین وسعت وبزرگی در نظر نگرفتید ، ولی کیان ارثی راباب خطاب کردید که کاملا اشتباه است ----------- ---------- ---------- ---------- باماهمراه باشید: چهارلنگ بختیاری از ۴ باب تشکیل شده است(میوند_زلکی_ممصالح_موگویی درود سخنی باهمتباران و دیگر خردپیشگان گرانقدر و محترم چهارلنگ بختیاری از ۴ باب تشکیل شده است(میوند_زلکی_ممصالح_موگویی) چندیست فضای نوشتار تاریخی چه در وبسایتها ، وبلاگها ، و چه کتابها جنبه ی تعصبی و سلیقه ای بخود گرفته است. گویا نویسنده خود را در چنان جایگاه والایی متصور است که هر گونه دخل و تصرفی در تاریخ را مجاز میداند از اینرو بدون استناد به منبع یا ادله ی منطقی ،تقسیمات را برهم میزند و تیره را طایفه میکند و به یکباره طایفه ای را باب معرفی مینماید اگر به کتب و منابع دوره ی قاجاری رجوع کنید جدولهای مالیاتی و ساختار اجتماعی بختیاری را خواهید دید که در آن هفت لنگ و چهارلنگ بختیاری را مجزا معرفی میکنند و در پایان، یکسری طوایف را تحت عنوان وابسته ها نام میبرند و هرگز این وابسته ها را در قسمت هفت و چهار بختیاری نمی آورند از اشتباهات رایج امروزی پنج۵ باب معرفی کردن شاخه ی چهارلنگ بختیاریست در حالیکه چهارلنگ فقط چهار باب بوده که هر چهار باب مجاور هم و بیش از یک استان با باب پنجم فاصله دارند. یعنی چهارلنگ فقط شامل چهار باب : زلکی و میوند و موگویی و ممصالح میشود و ما بابی به عنوان باب کیان ارثی و یا کنورسی نداریم. ولی طایفه ی کنورسی را زیرمجموعه ی چهارلنگ میدانیم بین طایفه و باب تفاوت فاحشی وجود دارد. برای درک بهتر مطلب بایست توضیحاتی از گذشته ی طایفه ی کنورسی ارایه دهیم تا بهتر متوجه منظور گردید. در گذشته دو طایفه در فریدن اصفهان بودند یکی بنام محمدصالح یا ممصالح که شش تیره بودند ، تا اینکه طایفه ی بزرگ ممزایی از بختیاری به فریدن رفت و با آنها متحد و بابی تحت نام ممصالح تشکیل دادند طایفه ی دوم ساکن در فریدن بنام کنورسی یا کونورسی یا کینرسی یا کینورسی بوده که شامل تیره های جعفری ،پوستین به کول،هرکلی،غریبوند ...بوده که بنا بر اسناد قاجاری هیچگاه اینان کیان ارثی نام نداشتند و معنای کنورسی ربطی به کیان ارثی ندارد کیان ارثی نامیست که معاصر بر خویش نهادند در زمان علیمردان خان اول ممصالح بین ایشون و سران کنورسی دلخوری ایجاد شد و همین باعث گردید که طایفه ی کنورسی از فریدن مهاجرت نماید در طی مهاجرت به مالمیر رسیدند و در آنجا ساکن شدند قبل از ادامه ی ماجرا مختصری از دیار مجاور مالمیر که تحت حکومت کهگلویه بود یعنی جانکی گرمسیر یا شهرستان باغ ملک کنونی بدانیم: یکی از قبایل کهن لربزرگ، جانکی نام دارد که شهرستان باغ ملک دیار اجدادی و گرمسیر این قبیله بوده تا اینکه جانکی ها در یکی از قیامهای دوره صفویه علیه حاکم شرکت کردند و سرانجام این شورش سرکوب و مورد خشم حکومت واقع شدند. حکومت با آوردن طوایف مختلفی از کهگلویه و ممسنی بنامهای شیرالی و مکوَند و ممبینی و بعدها با آمدن کورد تباران زنگنه به منطقه جانکی گرمسیر در نهایت باعث بیرون رفتن جانکی ها از ملک گرمسیری شان شد زیرا که چنین جابجایی هایی ،بین مردم جانکی و طوایف مهاجر تنش ایجاد نمود و جانکی ها که بخاطر جنگ با حکومت ضعیف شده بودند قادر به مقابله با تمام این طوایف جدید نبودند و همین سبب شد که منطقه گرمسیری خود را برای همیشه ترک و به لردگان یا جانکی سردسیر اکتفا کنند. امروزه فقط چند تیره از آنها مانند میلاسی و کیوپی در باغ ملک سکونت دارند. پس هر چند طوایف شیرالی و مکوند و ممبینی و زنگنه و بیگدلیهای میداوود در جانکی گرمسیر ساکن شدند ولی تبار جانکی ندارند همینطور به علت تفاوتهای تباری و قبیله ای این طوایف نه تنها عِرقی بهم نداشتند بلکه بینشان اختلاف هم بوجود آمد و چون این طوایف متحد نبودند زمینه و شرایط برای نفوذ طایفه ی کنورسی فراهم شد. تنها طایفه ی شیرالی با کنورسی ها وارد جنگ شد و بیرون کردن شیرالی ها چند دهه زمان برد حال تصور کنید اگر کل طوایف باغ ملک متحد شیرالی بودند چه اتفاقی رخ میداد بیگمان طایفه ی کنورسی دیگر نمیتوانست بر دیار جانکی گرمسیر تسلط یابد هرچند این چندگانگی قبیله ای و نژادی سبب ترقی و تسلط کنورسی ها شد ولی دیری نپایید که همین عاملی اصلی شد که محمدتقی خان نتواند عملی درخور قلمرو اش انجام دهد و به گواه منابع، محمدتقی خان در موقع سختی و جنگ نگران بود که مردمش علیه وی گردند و او را دست بسته تحویل بهرام میرزا دهند. به هر صورت شرایط منطقه و همینطور توانایی و شجاعت محمدتقی خان سبب شد که وی بر جانکی نیز تسلط یابد و با چنین قلمرویی از مالمیر تا جانکی توانست اعراب رامهرمز و ترک افشار گندزلو را هم متحد خود کند با چنین جماعتی باب تشکیل شد ولی به محض دستگیری محمدتقی خان همانگونه که جناب علیزاده گلسفیدی هم در کتاب فراز و فرود محمدتقی خان نوشتند باب کنورسی تجزیه شد و دینارونی خود باب مستقل شد جانکی سردسیر به بهداروند پیوست گندزلو افشار به حاکم شوشتر پیوست آن بخشی از دورکی و بهداروند و موگویی و ممصالح که زیر نظر ممتقی خان بودند هم پس از دستگیری وی کاملا تحت ریاست خان باب خود قرار گرفتند و از کنورسی جدا شدند پس کل عمر این باب همان ۳۰ سال اقتدار محمدتقی خان بود بدون این جماعت هرگز نمیتوان کنورسی را باب خواند و چون دیگر زیرمجموعه ی کنورسی نیستند پس ما دوباره با طایفه ی کنورسی مواجهیم نه باب کنورسی آری کنورسی طائفه است نه باب. امروزه در شهرستان باغ ملک هم شما اقلیتی چهارلنگ پیدا میکنید اکثریت مردم این شهرستان را زنگنه های کورد تبار و بهمئی های کهگلویه ای و ممبینی هایی که نسب شان از ممسنی است تشکیل میدهند و فرهنگ و گویش و ...این مردم کهگلویه ای است البته این گویش و فرهنگ مردم در زمان محمدتقی خان هم به همین شکل بوده است و تصور نکنید که در آن دوره گویش و فرهنگ بختیاری داشتند و بعدها تغییر پیدا کرد. اگر به جدولها دقت کنید خواهید دید که جانکی گرمسیر و جانکی سردسیر و گندزلو و زنگنه و ممبینی...را هیچگاه قسمتی از کنورسی نیاورده.بلکه کنورسی کاملا جدا از اینها نام برده شده است و مراد از کنورسی فقط همان تیره هاییست که از فریدن به مالمیر آمدند یعنی جعفری.هرکلی.پوستین به کول.غریب وند... لازم به ذکر است که طوایف ریشه داری چون جانکی یا همان جوانکی بدون عضویت در کنورسی و بهداروند نیز هویت و اعتبار بالایی در تاریخ دارند و یکی از کهن طوایف لربزرگ میباشد و همچنین زنگنه ها نیز ریشه در ایل زنگنه دارند که در طول تاریخ همواره مناصب برجسته ی حکومتی داشتند. چنانچه مایلیدمیتوانیدبه مراجعه به وبلاگ پژوهشگران باب زلکی به ادرس زیر مراجعه نمایید http://history29zalleki.blogfa.com ویا به ادرس وبلاگ بنده وجمله اشعارم مراجعه نمایید http://hadelvand1.blogfa.com و یااسم و فامیل بنده را به فارسی در گوگل سرچ نمایید مانند: ( احمد هادلوند جمله اشعار ) با تشکر

بامدی خرس
ضمن عرض سلام و سلامتی شما که این مطالب در رابطه با ایل بزرگ بختیاری جمع اوری کرده‌اید..یک خسته نباشی و یک دست مریزاد جانانه دارم..همیشه در تمام مراحل چه زندگانی چه کار و حرفه تان موفق و سربلند باشید...فقط یکچیزی میخواستم بگویم البته شاید مطلبی که میخوام بگم شما گفته باشید شاید هم نگفتین راجب به طوایفها و تیره واولادها کمی بیشترو کتابهای درمورد {{ایل بزرگ بختیاری}} نوشته شده بیشتراطلاع رسانی بکنید....بازهم دم همتون گرم وخسته نباشید((خیلی خیلی اخومتون درحدلالیگاولیگ برترانگلیس حتی بیشتر))❤🤎💛🙏✌
پاسخ مدیر سایت :
سلام خیلی از لطف و توجه شما ممنونیم.

شاپور حموله
در کوهرنگ

ارسال پیام


کد بالا را در کادر وارد نمایید :